علي الجلابي الهجويري الغزنوي
54
كشف المحجوب ( فارسى )
كه چون آن بپوشند خلق اندر ايشان به چشم عوامّ نكرند و مر ايشان را بدان ملامت كنند پس لباس النعم للعوامّ و جوشن البلاء للخواصّ عوامّ را مرقّعه لباس نعما بود و خواصّ را جوشن بلا بود و از آنچ بيشترى از عوامّ اندر آن مضطرّ باشند چنانك دست به كار ديكر نرسد و مر طلب جاه را آلتى ديكر ندارند كه بدان طلب رياست كنند و مر آن را سبب جمع نعمت سازند و باز خواصّ به ترك رياست بكويند و ذلّ را * بر عزّ اختيار كنند تا اين قوم را اين بلا بود و آن قوم را آن نعما ، المرقّعة قميص الوفاء لاهل الصفاء و سربال السرور لاهل الغرور مرقّعه پيراهن وفاست مر اهل صفا را و لباس سرورست مر اهل غرور را تا اهل صفا به پوشيدن آن از كونين مجرّد شوند و از مالوفات منقطع كردند و اهل غرور بدان از حقّ محجوب شوند و از صلاح بازمانند در جمله مر همه را سمت صلاح و سبب فلاح است و مراد جمله از ان محصول يكى را صفا بود و يكى را عطا * و يكى را غطا * و يكى را وطا اميد دارم بحسن صحبت و محبّت يكديكر همه رستكار باشند از آنچ رسول صلعم كفت من احبّ قوما فهو معهم دوستان هر كروهى به قيامت با ايشان باشند و اندر زمرهء ايشان باشند امّا بايد كى باطنت طلب تحقيق كند و از رسوم معرض باشد كى هر كه به ظاهر چيزها پسندهكار باشد هركز بتحقيق نرسد و بدانك وجود آدميّت حجاب ربوبيّت بود و حجاب جز بدور احوال و پرورش اندر مقامات فانى نكردد و صفا نام آن فناست و فانى صفت را لباس اختيار كردن محال باشد و * با تكلّف خود را زينتى ساختن